عزیزم هیچ وقت نگو که مرا ترک خواهی کرد که ان روز روز مرگ خنده هامه. روز رفتن تو مساویه با نابودی من. هیچ وقت دستهای سردمو تنها نزار که میمیرم . عزیزم هیچ وقت نرو وتنهام نزار . خدای من باز از تو مینویسم چرا که تا تو را دارم غمی ندارم خدای من خیلی خوشحالم که دوباره یارمو بهم برگردوندی دوست دارم خداجونم. کاش میشد باور کنی که چقد دوستت دارم من هنوز نمیدانم که باید حرفهایت را باور کنم یا کارهایی که میکنی. مدتی است که احساس میکنم فقط نقش مزاحم را برایت دارم. نمیدانم چرا ولی احساس میکنم دیگر مرا دوست نداری و همین روزهاست که کوله بارت را جمع خواهی کرد و خواههی رفت و من میمانم و دیوانگی و جنون که چه کنم. امید عزیز من میدانم که خیلی بدی کردم اما این راهش نیست به خدا درست نیست که اینطوری منو تنها بزاری و بری به خدا هنوز دوستت دارم . میدونم اشتباه کردم منو ببخش و برکرد .بدون تو نمیتونم باشم. برگرد دوستت دارم من اشتباه کردم . شب است و تاریکی و سکوت همه جا را فرا گرفته ، در پشت این سکوت وتنهایی صدای گریه دختری شنیده میشد جلوتر رفتم دیدم که فقط مثل ابر بهارون فقط میگرید . دلیلش را پرسیدم چیزی نگفت و گریه اش شدیدتر شد . دوباره پرسیدم اما جز صدای گریه چیزی نشنیدم . تا این که با صدای گریون و لرزون گفت: عاشقم و دنیای عاشقان یعنی انتظار و دوری . و من هم برای دوری از یارم میگریم ، یاری که رفت . گفتم: او که رفت پس تو را نمیخواست . گفت : نه اون منو دوست داشت ، اون رفت تا با دستی پر برگردد . گفتم : از کجا میدانی که برمیگردد آخه خیلی مطمئن حرف میزنی . گفت : به همان قسمی که با هم خوردیم و عهدی که با هم بستیم . اون عاشم بود و حتما بر میگردد ، هیچ وقت ناامید نمیشوم و به انتظارش مینشینم . حتی اگر صد سال هم شود به امید دیدنش وما شدن به دعا مینشینم . این اشکهای من از سر راز و نیاز با خدای خویش است که عشقم را از او میطلبم زیرا تا او نخواهد نمیشود . با خود گفتم چه دنیای است دخترک یارش رفته بود اما هنوز به انتظار یارش نشسته بود و مطمئن بود که برمیگردد . واقعا دنیای عاشقی ، دنیای انتظار است ک هر کسی که عاشق باشد این انتظار را تجربه کرده است . به امید آن روز که تمام عاشقان و دلسوختگان به عشقشون برسند . خیلی سخته بی تو ادامه دادن . خیلی سخته بی تو ، تو این دنیای پوشالی زنده بودن . خیلی سخته هر شب به یاد کسی بخوابی که دیگه محاله دیدنش . خیلی سخته تو خوابت کسی رو ببینی که دیگه رفته از کنارت . خیلی سخته ادامه دادن بدون اونی که می پرستیش . خیلی سخته بخوای تو تنهایی اونی که مرحمت باشه اما نیست کنارت . خیلی سخته که بخوای اشکاتو رو شونه های کسی بریزی که دوسش داری اما اون یا کنارت نیست یا فرسنگها ازت فاصله داره . خیلی سخته بغض گلو تو بگیره اما نتونی به کسی بگی چی شده . نتونی بگی این بغضه از دوری و ندیدن یارته . خیلی سخته بغض داشته باشی حتی نتونی به اون که دوسش داری هم بگی دوست دارم . خیلی سخته هر روز از کنار خاطره هاش رد بشی و از دور احساسش کنی اما از نزدیک نتونی بوی تنش رو احساس کنی فقط به یادش باشی . خیلی سخته اشکاتو براش بریزی اما اون نباشه که ببینه داری براش پرپر میزنی . خیلی سخته اگه فاصله هات زیاد باشه و نتونی ببینیش و داغ دوریش دیونت کنه . خیلی سخته عاشق باشی یه عاشق واقعی اونوقت می بینی بدون اون حتی یه لحظه هم نمیتونی باشی . خیلی سخته کسی رو دوست داشته اما اون بهت بگه دوست ندارم . اگه روزی من مردم و من رو دوست داشتی هر پنج شنبه به مزارم بیا گل سرخی بر روی قبرم بگذار تا همیشه ان گل سرخی که به تو داده بودم را بیاد بیاورم ولی...... اگه تو مردی من فقط یک بار به مزارت میام و ان دسته گل سفید مریم رو که با خون خودم سرخ خواهم کرد رو برات هدیه میارم و عاشقانه در کنارت جون میدم تا بدونی که هیچ وق
< type=text/java>GetBC(195);>
آرشیو نظرات نوشته شده توسط (امید) در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 7:17 بعد از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت
ت تنها نیستی
قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |