سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
shab
shab

   1   2   3   4   5   >>   >

قبل از اینکه به کسی بگی : ” دوستت دارم …”
خوب فکراتو بکن…
چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی…
که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه



97f4ad3ea51f3f3582fd6330216cdffe دل نوشت های عاشقانه   عکس و متن عاشقانه


نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن


ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد …


کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد …


کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


و دردهایم را به گوش تو میرساندم… بدون تو عاشقی برایم عذاب است


میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم…


کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم…


میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت …


نوشته شده در سه شنبه 22/9/90ساعت 12:41 عصر توسط manika نظرات ( ) | |

معنی دوستت دارم یعنی چه؟


« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند
« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد
 «س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم
«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.
 «د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام
«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری
 «ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد
«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

نوشته شده در شنبه 27/6/89ساعت 11:7 صبح توسط manika نظرات ( ) | |

بی تو این روزای رو شن واسه من تاریکه


وقتی بی تو تک وتنهام زندگی معنا نداره


از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم


گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله


دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله


لحظه های آخر تو توی قلب من می مونه


هیچی کسی مثل من بلد نیست 


  قدر چشماتو بدونه


نوشته شده در شنبه 27/6/89ساعت 11:5 صبح توسط manika نظرات ( ) | |

تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم


تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای نمیای پیشم می دونم


اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار


با چشای خیس و گریون من می گم خدا نگه دار


نوشته شده در شنبه 27/6/89ساعت 11:5 صبح توسط manika نظرات ( ) | |

خدایا...........



 



خدایا فقط تو را می خواهم.....باور کرده ام که فقط تویی سنگ صبور حرف هایم
می ترسم از اینکه بگم دوسش دارم...اون نمی دونه که با دل من چه کرده...نمی دونه که دلی رو اسیر خودش کرده
هنوز در باورم نیست که دل به اون دادم و اون شده همه هستی ام
روز های اول آشنایی را بیاد میاورم آمدنش زیبا بود ...آنقدر زیبا حرف می زد که به راحتی دل به او باختم و او شد اولین عشقم در زندگی
بارالها گویی تو تمام زیبایی های عالم را در چهره و کلام او نهاده بودی
واین گونه مرا اسیر او کردی و دل کندن از او شد برایم محال و داشتنش بزرگترین ارزویم در زندگی
حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهایم نگذارد....خدایا امشب به تو می گویم چون تو تنها مونس تنهایی هایم هستی..
چگونه بگویم بدون او می میرم....او رفته و در باورم نیست نبودنش...
خود خوب می دانم او مرا کودکی فرض کرد که نمی داند عشق چیست و برای عاشقی حرمتی قائل نمی باشد
مرا به بازی گرفت یا شاید....نمی دانم.....دگر هیچ نمی دانی.. اعتراف می کنم نفسم به بودن او وابسته است
بعد رفتن او دگر این نفس را هم نمی خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟
بار خدایا دوست دارم مرا بفهمد حتی برای یه لحظه


نوشته شده در شنبه 27/6/89ساعت 11:0 صبح توسط manika نظرات ( ) | |



برام دعا کن عشق من، همین روزا بمیرم ...




آخه دارم از رفتن بدجوری گُر میگیرم ...



دعا کنم که این نفس،تموم شه تا سپیده ...



کسی نفهمه عاشقت، چی تا سحر کشیده ...



این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...



آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...



گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...



من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...



اگه یروز برگشتی و گفتن فلانی مرده ...



بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده



گریه نکن برای من قسمت ما همینه ...



دستامو محکمتر بگیر لحظه ی آخرینه ...




این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...



آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...



گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...



من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...



برام دعا کن عـــــــــشــــــــــق من ...




نوشته شده در شنبه 27/6/89ساعت 10:56 صبح توسط manika نظرات ( ) | |


شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن...


قرآن


رمضان‌ ماه‌ خدا و ماه‌ آشنایی‌ با قرآن‌ است‌ در این‌ ماه‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ بسیار تأکید و سفارش‌ شده‌ است‌. و در بین‌ مسلمانان‌ مرسوم‌ است‌ که‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ بیشتر از ماههای‌ دیگر قرآن‌ می‌خوانند و این‌ خود وسیله‌ای‌ است‌ که‌ انسان‌ها با قرآن‌ و معارف‌ الهی‌ آشنایی‌ بیشتر پیداکنند و برای‌ پیشرفت‌ در صراط‌ الهی‌ از قرآن‌ مجید آموزش‌ بگیرند. در قرآن‌ و روایات‌ و احادیث‌ آمده‌ که‌ ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ ماه‌ نزول‌ قرآن‌ و ماه‌ آشنایی‌ با قرآن‌ و ماه‌ خداست‌.


[ایام‌ روزه‌] ماه‌ رمضان‌ است‌ که‌ قرآن‌ در آن‌ نازل‌ شده‌ است‌ که‌ راهنمای‌ مردم‌ است‌ و آیات‌ روشنگری‌ شامل‌ رهنمودها و جدا کننده‌ حق‌ از باطل‌ در بر دارد. پس‌ هر کس‌ از شما که‌ در این‌ ماه‌ حاضر [مقیم‌] بود بر اوست‌ که‌ روزه‌ بگیرد و هر کس‌ بیمار یا در سفر بود، باید تعدادی‌ از روزهای‌ دیگر [روزه‌ بدارد] خداوند برای‌ شما آسانی‌ می‌خواهد و برایتان‌ دشواری‌ نمی‌خواهد تا سرانجام‌ شمار [روزهای‌ روزه‌] را کامل‌ کنید و خداوند را برای‌ آن‌ که‌ رهنمونتان‌ کرده‌ است‌ تکبیر بگویید باشد که‌ سپاسگزار باشید.


در تفسیر این‌ آیه‌ در تفسیر گازر چنین‌ آمده‌ است‌: ماه‌ رمضان‌ آن‌ است‌ که‌ قرآن‌ در آن‌ فرستاده‌ شد قرآنی‌ که‌ راه‌ نماینده‌ است‌ مردمان‌ را از ظلالت‌ و حجتهای‌ روشن‌ است‌ از شریعت‌ و اسلام‌ و فرق‌ میان‌ حلال‌ و حرام‌. پس‌ هر که‌ در ماه‌ رمضان‌ حاضر بود و در وطن‌ خود ساکن‌ باشد و مسافر نباشد باید که‌ روزه‌ دارد چون‌ شرایط‌ وجوب‌ وشرایط‌ صحت‌ وی‌ را حاصل‌ بود ماه‌ را شهر خواند که‌ رمضان‌ نامی‌ است‌ از نام‌ خدای‌ پس‌ این‌ ماه‌ را مطلق‌ رمضان‌ نگویند. امام‌ صادق‌ (ع‌)از پدران‌ خود از رسول‌ خدا (ص‌) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ رسول‌ خدا فرموده‌ است‌: شهر رمضان‌ شهرالله‌. ماه‌ رمضان‌ ماه‌ خدای‌ است‌.


حضرت‌ علی‌ (ع‌) در باره‌ تلاوت‌ قرآن‌ و اهمیت‌ آن‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ فرمودند: ای‌ روزه‌دار به‌ تلاوت‌ قرآن‌ در شبها و روزهابه‌ خدا تقرب‌ بجوی‌. زیرا کتاب‌ خدا شفاعت‌ کننده‌ای‌ است‌ که‌ در قیامت‌ شفاعتش‌ رد نمی‌شود برای‌ قرائت‌ کنندگان‌ آن‌ و بقدر تلاوت‌ آیات‌ قرآن‌ کریم‌ درجاتش‌ در بهشت‌ بالا می‌رود. ای‌ روزه‌ دار بشارت‌ باد تو را هر نفسی‌ که‌ در این‌ ماه‌ می‌کشی‌ ثواب‌ تسبیح‌ در نامة‌ عمل‌ تو می‌نویسند.


رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: ای‌ مردم‌ هر کس‌ آیه‌ای‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ تلاوت‌ کند ثواب‌ تلاوت‌ یک‌ آیه‌ به‌ اندازه‌ ثواب‌ تلاوت‌ تمام‌ قرآن‌ در غیر ماه‌ رمضان‌ است‌.


رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: حسادت‌ جایز نیست‌ مگر در دو مورد یکی‌ نسبت‌ به‌ مردی‌ که‌ مالی‌ را خداوند به‌ او داده‌ و وی‌ در راه‌ خدا آن‌ را شب‌ و روز انفاق‌ می‌کند و دوم‌ نسبت‌ به‌ شخصی‌ که‌ به‌ قرآن‌ آگاه‌ است‌ و شب‌ و روز آن‌ را اقامه‌ می‌کند.


«علیک‌ بقراءة‌ القرآن‌ فان‌ قراءة‌ کفارة‌ للذنوب‌ و ستر فی‌ النار و امان‌ من‌ العذاب‌». رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: «بر تو باد به‌ قرائت‌ قرآن‌، همانا که‌ خواندن‌ قرآن‌ کفاره‌ گناهان‌ است‌ و پوشش‌ می‌باشد در مقابل‌ آتش‌ و امانی‌ محسوب‌ می‌شود از عذاب‌ دوزخ‌».


امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) در مورد تلاوت‌ قرآن‌ و فضیلت‌ آن‌ فرمودند: «خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ می‌شود و یاد خدا می‌شود برکات‌ آن‌ افزون‌ می‌گردد فرشتگان‌ به‌ آن‌ خانه‌ وارد می‌گردند و شیاطین‌ از آن‌ دور می‌شوند و خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ نمی‌شود و یاد خدا نمی‌شود برکات‌ آن‌ کاسته‌ می‌شود فرشتگان‌ از آن‌ خانه‌ دور می‌شوند و شیاطین‌ به‌ آن‌ خانه‌ وارد می‌شوند».


«من‌ انس‌ بتلاوة‌ القرآن‌ لم‌ توحشه‌ مفارقة‌ الاخوان‌» امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) فرمودند: کسی‌ که‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ انس‌ پیدا کرد جدایی‌ دوستان‌ او را به‌ وحشت‌ نخواهد انداخت‌.


امام‌ باقر (ع‌) فرمودند: «لکل‌ شی‌ء ربیع‌ و ربیع‌ القرآن‌ شهر رمضان‌» «برای‌ هر چیزی‌ بهاری‌ است‌ و بهار قرآن‌ ماه‌ رمضان‌ است‌».


«القرآن‌ عهدالله‌ الی‌ خلقه‌ فقد ینبغی‌ للمرء المسلم‌ ان‌ ینظر فی‌ عهده‌ و ان‌ یقرء منه‌ فی‌ کل‌ یوم‌ خمسین‌ آیه‌». امام‌ صادق‌ (ع‌) فرمودند: قرآن‌ عهد خداوند است‌ با بندگان‌ او، پس‌ سزاوار است‌ که‌ هر فرد مسلمان‌ در هر روز به‌ آن‌ عهد نظر کند و از آن‌ پنجاه‌ آیه‌ قرائت‌ کند».


از امام‌ رضا (ع‌) از پیامبر (ص‌) که‌ فرمودند: قسمتی‌ از قرآن‌ خواندنتان‌ را به‌ منزل‌ اختصاص‌ دهید، همانا خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ شود بر اهلش‌ آسان‌ می‌گذرد و خیر وبرکت‌ آن‌ منزل‌ زیاد شده‌ و اهلش‌ در فراوانی‌ واقع‌ می‌شوند.



نوشته شده در سه شنبه 2/6/89ساعت 8:56 صبح توسط manika نظرات ( ) | |



شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم


خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم


خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم


در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم


و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد


و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟


چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟


خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم؟


خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی!!!



نوشته شده در شنبه 29/3/89ساعت 9:25 صبح توسط manika نظرات ( ) | |



نوشته شده در یکشنبه 22/1/89ساعت 10:50 صبح توسط manika نظرات ( ) | |

 




 


به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی


نوشته شده در یکشنبه 22/1/89ساعت 10:47 صبح توسط manika نظرات ( ) | |

   1   2   3   4   5   >>   >

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس